خرید بک لینک
مقصد نه دراز است که دیگر نفسی نیست

از دام زمانی بگذشتیم که، دیگر قفسی نیست

هوشیار نبودیم وندیدیم جهان را

بیدار نبودیم و ندیدیم نهان را

شوریده (سیروس)

@korosh571

برچسب: مقصد نهایی,مقصد نهایی 6,مقصد نهایی 5,مقصد,مقصد نهایی 3,مقصد زندگی,مقصد نهایی 1,مقصد نهایی 2,مقصد نهایی 4,مقصد حیات, نویسنده: باربد زارعی تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 1:15

سرنوشت این گوژپشت بد سرشت

کرده باطل عقل، باطل گشته کشت

تا که مجموعی به سودای اقامت در بهشت

در جهنم های این دنیا به سودا ها برشت

من که دیدم خویشتن پرورد گار سرنوشت

می زنم خرگاه خود بیرون از آن باغ بهشت

بدروم از باغ دانش آنچه عاقل کرده کشت

تا شود آیندگان را این زمین باغ بهشت

ای به نام عقل دور از هر چه ز زشت

هم جهان داری و هم باغ بهشت

شوریده (سیروس)

@korosh571

برچسب: عقل و سرنوشت موریس مترلینگ,عقل و سرنوشت,عقل و سرنوشت کتاب,دانلود کتاب عقل و سرنوشت,ناشر کتاب عقل و سرنوشت, نویسنده: باربد زارعی تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 5:14

گرگان بدریدند و، بزان باز چریدند

گاوان خردمند، خرد را نخریدند

باآنکه به تعلیم وهنر می گرویدند

آباد ندیدند، ولی باز خریدند

برچسب: نویسنده: باربد زارعی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 7:49

حاصل آبادی پایین و...

آب در آبادی بالا، به گل آلوده شد

نان، در آبادی پایین هم،به گل آلوده شد

خرمن باطل، در آبادی بالا گشته کشت

برگ دفتر های آبادی پایین گشته زشت

جنگل انبوه باطل های آبادی بالا، پا گرفت

دست فرزندان آبادی پایین، نیزه ای هر جا گرفت

کوره های دانش آبادی بالا، تهی از علم بود

چشم فرزندان آبادی پایین، پر زود

شوریده (س)

@korosh571

برچسب: نویسنده: باربد زارعی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 13:00

تا چند شکستن و نشستن تا چند اسیر آب و دانه ویران شود این گدا ی خانه تا چند ندیدن و نبردن بر سفره نشستن و نخوردن ز افتاده دگر نشان نمانده افتاده به زیر پا فتاده دستی نگرفت دست مسکین حتی به هوای مذهب ودین استاده نگیرد از فتاده دستی که فتاده بی اراده اینجا همه در پی حسابند در موعظه اهل هر کتابند اینجا همه گرگ و بی رفیق اند چون گرگ به یار خود حریف اند شوريده تو هم که بی کتابی نقاشی و نقش بی حسابی شوریده (س) @korosh571

برچسب: نویسنده: باربد زارعی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 13:00

آدمی را دیدم

در میان دو هجای تردید

غافل و سر گشته،

پی انسان گشته

و حضوری محزون

مانده در

حسرت دیدارخدایی

که در او گم گشته

شوریده (س)

@korosh571

برچسب: از خدا تا خدا,از شهر خدا تا شهر دنیا,از شهر خدا تا شهر انسان,ازهدی تا خدا,از من تا خدا راهی نیست,از خود تا خدا,از من تا خدا,از لاک جیغ تا خدا,از لاک جیغ تا خدا آپارات,از لاک جیغ تا خدا زهره, نویسنده: باربد زارعی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 13:00

دیشب از خواب پریدم، چو به جایی نپریدم خواب ام آشفته شد آن دم، که به جایی نرسیدم چشم خود باز نمودم، به جهانی که نبودم ترسم از آنکه روم، سوی جهانی که نبودم آمدم، آمدنم دست خودم بود؟ نبود! می روم، رفتن من باب دلم بود؟ نبود! این همه بنده ی شاکر، که به جایی نرسیدند آن همه بنده ی کافر، که به اندازه پریدند پای در بندولی، دل نسپریدیم به بند پیر گشتیم به ظاهر، ولی آزاد ز بند شوق شوریده در این است، که آزاد پر د نه که پر بسته ی تقدیر، خیالات خرد (شوریده) س

برچسب: خواب وبیداری,خواب وبیداری خواجه امیری,خواب بیداری,سریال خواب و بیداری,رمان خواب و بیداری,شعر خواب وبیداری,فیزیولوژی خواب وبیداری, نویسنده: باربد زارعی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 23:15

گر چه ما در قصه ی این زندگی بازیگریم

بردهایم آندم، که نقش خوب را بازیگریم

از کژی آید کژی، کژ می رود تا عرش کژ

کاستی با راستی کاهد، که خوبی را ز پی بالابریم

برچسب: کپی از تانگو, نویسنده: باربد زارعی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 23:15

سکوتِ کوزه ی شکسته زنده یاد پدر شعر و شراب که دلش داد به آب دل به آن آب که پیوسته روان است بر این خاک گران تا رود نسل به نسل تا رود جوی به جوی تا رود کوی کوی تا رسد بر کف او او که ماسیده نگاهش به رهی دور و دراز دلخوشی، هست اگر گاه در این خاک گران قیمتی گوهر پنهان عزیر است که خوابیده بسی در دل این خاک گران که در این گرگی و میشی زمان می زند بند به این کوزه ی خالی ز شراب که فرود آمده از دوش و فرود آمده ازبند سر زلف رباب نقش بشکسته ی اومانده و، عمری به سراب تا که شاید صنمی چهره چو ماه، از رهی دور رسد، کوزه در یابد و، بر دوش نهد، باز چو ای

برچسب: نویسنده: باربد زارعی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 23:15

قصه های هزار ویک شب و من خوانده شاید هزار و یک چون من کیست اما در این هزار ویک تن چیده یک خوشه تا برد خرمن مانده حیران هزار یک سرو تن زین فراوانی هزار ویک خر من نیست حتی، یک از هزاران تن سر نماید وزین از این خرمن شهر من شهر یک هزار ویک شب شد روز بازیچه ی هزار و یک تب شد لب گزیدم به یک هزار ویک دندان عقل محبوس یک هزار و یک زندان جهل فرمانده ی هزار ویک ایمان عقل درمانده از هزار و یک فرمان کوچه پیچیده در هزار و یک پیچه فلسفه گفته از هزارو یک نیچه رفته سقراط تا هزار و یک منزل فارغ از یک هزار و یک باطل پیروان هزار و یک مذهب مهره های هزار و یک مکتب یک جماعت هزار و

برچسب: هزار ویک شب,هزارویک اهنگ,هزار و یک ترانه,هزار ویک ختم,هزار ویک شهر,هزار ویک کلمه,هزار ویک شب داستان,هزارويك شب,سریال هزار ویک شب,کتاب هزار ویک شب, نویسنده: باربد زارعی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 23:15

پدر علم و هنر فرهنگ است

فارغ از این دو کسی، بي رنگ است!

به هنر دیدی اگر مرد خردمندی را

شک مکن کو پسر فرهنگ است

شوریده(س)

برچسب: نویسنده: باربد زارعی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 23:15

سفره ی مفت و دل بازاری

آنکه ارزان دل خود می بازد

بهر قوتی سر هر سفره لگن اندازد

اصل خودرا سر این سفره به نان می بازد

بیش خود را سر این سفره به کم می بازد

شوریده (س)

برچسب: نویسنده: باربد زارعی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 23:15

چشم هایت شعر نابی هست من میخوانمش

در نگاهت حر ف نابی هست من می دانمش

گفتگوی چشم هایت سحر و جادو میکند

در دلم چشمان زیبایت هیاهو میکند

شوریده (س)

برچسب: شعر ناب,شعر ناب عاشقانه,شعر ناب کوتاه,شعر ناب عاشقانه کوتاه,شعر ناب فارسی,شعر ناب مولانا,شعر ناب دلتنگی,شعر ناب امام زمان,شعر ناب ترکی,شعر نابرده رنج, نویسنده: باربد زارعی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 23:15

شاعران سیراند؟ یا سیران بیشی شاعرند

یا فقط در وصف عشق و عاشقی ها ماهرند

قیمت نان، زحمت جان، یانمی دانند چیست

یا نمی دانند حکم نان، میان سفره چیست

برچسب: نان و عشق و موتور ۱۰۰۰,نان و عشق و سینما,نان و عشق و موتورهزار,نان عشق صمد,نان عشق و موتور 1000,نان عشق و موتور گازی,نان عشق و موتور,نان و عشق و موتور 1000 دانلود,نان عشق گازی موتور,نان عشق گازی ماتور, نویسنده: باربد زارعی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 23:15

عاقبت دیدی که در کویت به جان آمد لبم

دل شکست وپر شکست جان برون شد از تنم

پا کشان هر سو کشاندی جام رنجورم پی ات

دل شکست و جان گسست وهمچنانم در پی ات

هر چه نالیدم که رنجورم مکش هر سو مرا

خیره در چشمان گريانم گذشتی هر چه را

گفتم ای گیسو پریشان گیسوانت دام من

گفتی و خندیدی و بیهوده گشتی خام من

...

شوريده (س)

@korosh571

برچسب: نویسنده: باربد زارعی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 23:15

صفحه بندی